تبليغاتX
جهان ما

آلبرت اينشتين در چهاردهم ماه مارس سال 1879 در شهر قديمي و
کوچک اولم در کوهپايه هاي آلپ و در کرانه رود دانوب به دنيا آمد. يک ساله بود که
خانواده او به مونيخ نقل مکان کردند. چهار سال بعد، پدر و عموي آلبرت با کمک همديگرکارخانه اي کوچک را براي توليد وسايل الکتريکي در حومه مونيخ راه اندازي کردند. آلبرت تحصيلات خود را تا اواخر دبيرستان در همين شهر ادامه داد
اما ازآنجايي که کارخانه لوازم الکتريکي خانوادگي آنها چندان سودآور نبود، خانواده
اينشتين تصميم گرفتند بخت خود را در جاي ديگري امتحان کنند و به همين دليل در سال1894 به ميلان ايتاليا نقل مکان کردند. اينشتين مدتي را در ايتاليا در کنار خانواده خود گذراند و سپس تصميم به ادامه تحصيل در دانشگاه گرفت. بنابراين براي تکميل تحصيلات دبيرستاني خود به مدرسه ايالتي شهر کوچک آراو در سوئيس رفت. در همين زمان بود که اينشتين شانزده ساله اولين مقاله علمي اش را با عنوان «بررسي وضعيت اتر در
حضور ميدان مغناطيسي» نوشت.

اينشتين در 1896 تحصيلات خود را در آراو به پايان رساند و سپس
وارد پلي تکنيک زوريخ شد. او در پاييز 1900، امتحان دولتي را گذراند و مدرک دکتراي خود را از پلي تکنيک دريافت کرد. پس از فارغ التحصيلي، جست و جو براي يافتن کار راآغاز کرد و سرانجام در تابستان 1902 با سمت کارشناس فني درجه سه و با حقوق ساليانه 3500 فرانک به استخدام اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن درآمد. اينشتين 8 ساعت از روز را به کار در اداره ثبت اختراعات برن مشغول بود و مابقي زمان روز در اختيارخودش بود و مي توانست به ايده هايي که در سر داشت بينديشد. همين زمان هاي فراغت بودکه در نهايت يکي از بزرگ ترين دستاوردهاي تاريخ انديشه يعني «نظريه نسبيت» را براي بشريت به ارمغان آورد.

اينشتين سه سال تمام بر روي معادلاتي که بيان رياضي جديدي از «زمان» و «فضا» ارائه مي دادند کار کرد و هر دقيقه از فراغت خود را بر سر آن گذاشت.
در نهايت اينشتين در سال 1905که اکنون 26 سال بيشتر نداشت، مجموعه مقاله هاي «نسبيت خاص» را در نشريه اي تخصصي و آلماني زبان در زمينه فيزيک به نام «آنالن در فيزيک»(Annalen der Physik) منتشر کرد. همين مجموعه مقاله ها بود که با ارائه تصويري جديداز بنيادي ترين مفاهيم فيزيک يعني «زمان» و «فضا» و با نسبي دانستن آنها، بنيادهاي فيزيک مطلق گراي نيوتني را فروريخت و ديدگاه انسان را نسبت به جهان تغيير داد…

تا پيش از زمان ارائه نظريه نسبيت، فيزيک با مسائل لاينحلي روبه
رو شده بود. يکي از اين مسائل، تبيين نتيجه آزمايش مايکلسون و مورلي در مورد سرعت نور بود. اما نظريه نسبيت توانست به خوبي بخش مهمي از مسائل مزبور را حل کند و همين امر، در جلب توجه زودهنگام دانشمندان به نظريه اينشتين موثر بود. ماکس پلانک،فيزيکدان برجسته دانشگاه برلين، در مورد او گفت؛ «کپرنيک تازه اي متولد شده است.»
بدين ترتيب، با شناسايي، پذيرش و تکامل نظريه اينشتين، آوازه او در مراکز بزرگ علمي اروپا پيچيد.

در 1914، با پيشنهاد ماکس پلانک (که اعتبار و مقام علمي اش در
محفل هاي آکادميک، چون و چرا نداشت) اينشتين استاد دانشگاه برلين شد و به عضويت فرهنگستان علوم پروس درآمد. در 1916، با انتشار مقاله اي، نظريه نسبيت خاص را تعميم داد و «نسبيت عام» را ارائه کرد. اين نظريه که رفتار نيروي گرانش را با ديدگاهي کاملاً متفاوت و به صورت انحناي فضا- زمان تبيين مي کرد، بار ديگر جهان علم را دچارحيرت کرد و ديدگاه بشر را نسبت به جهان، تغيير داد (همين نظريه بود که بعدها ازپديده هاي شگفت انگيزي نظير سياهچاله ها، انبساط جهان، امواج گرانشي و… پرده برداشت). در 1917، اينشتين در مقاله اي براي نخستين بار، مباني نظري تابش ليزر راتبيين کرد (بعدها ليزر، انقلابي در عرصه علوم و فناوري ايجاد کرد).با فرارسيدن دهه 1920، شهرت اينشتين گوي سبقت را از شهرت هردانشمند زنده ديگري ربود. اکنون خانه اينشتين در برلين به زيارتگاه مردان و زناني با حرفه ها، دلبستگي ها، نظرها و انگيزه هاي مختلف بدل شده بود که در جست وجوي پاسخ مسائل فيزيکي، رياضي، فلسفي، اخلاقي، مذهبي، سياسي و يا حتي شخصي بودند. چيزي نگذشت که اينشتين به يک جاذبه سياحتي شهر تبديل شد و خانه اش در شماره 5 خيابان هابرلانداشتراسه يکي از جاهايي بود که هر توريستي که به برلين مي آمد بايد ببيند. درسال 1921، جايزه نوبل فيزيک به خاطر خدماتي که اينشتين در فيزيک نظري ارائه دادهبود، به وي اهدا شد.

با به قدرت رسيدن هيتلر در 1933، «پاک سازي هاي» گسترده در
دانشگاه هاي آلمان آغاز شد. در آن زمان، اينشتين به دعوت موسسه فناوري کاليفرنيا به عنوان استاد ميهمان در امريکا به سر مي برد. اينشتين طي نامه اي از عضويت درفرهنگستان علوم آلمان استعفا داد و رسماً اعلام کرد که در رژيم کنوني ديگر نمي تواند در خدمت دولت آلمان باشد. در ابتدا فرهنگستان نمي دانست چه کار کند، امانهايتاً تحت فشار نازي ها بيانيه اي انتشار داد و اينشتين را به انجام فعاليت هاي ضدآلماني متهم کرد. پليس آلمان در ماه مارس 1933 خانه اينشتين و تمامي دارايي او رادر برلين مصادره کرد و نوشته هاي او را (و از جمله مقاله هايش در زمينه نسبيت) دريکي از ميدان هاي برلين به آتش کشيدند. از آن پس، در دوران سلطه رژيم نازي، هرچندتدريس نسبيت در دانشگاه هاي آلمان ادامه داشت اما از اينشتين، هيچ نامي نمي بردند.

بدين ترتيب، اينشتين ديگر براي اقامت به اروپا بازنگشت. در همان
سال، «موسسه پژوهش هاي پيشرفته پرينستون» در نيوجرسي امريکا که به تازگي کار خود راآغاز کرده بود، از اينشتين دعوت کرد که به عنوان پژوهشگر ارشد موسسه به آنجا برود وبدين ترتيب اينشتين به پرينستون رفت و تا آخر عمر به مدت 22 سال در همانجا ماند.بدين ترتيب، تصوير پيرمردي مهربان و دوست داشتني که هر روز صبح، بدون توجه به خوبييا بدي هوا، مسير خانه خود در شماره 112 خيابان مرسر را تا مرکز پژوهش هاي پيشرفته پرينستون پياده مي پيمود، به منظره اي آشنا براي اهالي شهر پرينستون تبديل شده بود. آلبرت اينشتين هيچگاه از جست و جوي پاسخ براي رازهاي عالم بازنايستاد. ازجمله آخرين کارهايش، تلاش براي دستيابي به نظريه اي وحدت يافته در فيزيک بود که او آن را «نظريه ميدان واحد» ناميد. اينشتين با ارائه اين نظريه سعي داشت به تبيين رياضي واحدي از تمامي قوانين فيزيک دست يابد، تلاشي که هنوز هم توسطفيزيکدانان بزرگ معاصر ادامه دارد.اينشتين، مواجهه با اسرار جهان را زيباترين تجربه انسان مي داند
و مي نويسد؛ «مواجهه با اسرار، زيباترين تجربه اي است که انسان مي تواند داشته باشد. ذات علم و هنر حقيقي در چنين تجربه اي نهفته است. کسي که از اين حس عاري باشدو قابليت آن را نداشته باشد که محو حيرت و شگفتي هاي جهان گردد، مرده اي بيش نيست،شمعي است که به خاموشي گراييده است…»

اينشتين در يک صبح بهاري در 18 آوريل 1955 در سن 76 سالگي از
دنيا رفت. وصيتنامه اش صبح روز بعد خوانده شد. او درخواست کرده بود که تدفين ، بدون هيچگونه تشريفات رسمي برگزار شود. زمان و مکان تدفين بايد از همه به جز تني چند ازدوستان نزديک که جسدش را تا محل سوزاندن آن همراهي مي کردند، پنهان نگاه داشته شود.مرگ اينشتين، مردم سراسر جهان را عميقاً متاثر ساخت.

همانطور که لئونيد آندريف در حکايت خود نوشته بود که وقتي گاليور زنده بود، مردم لي لي پوت شب ها صداي تپش قلبش را مي شنيدند، اين را مي توان درباره اينشتين گفت. مردم جهان با علم به اينکه چنين انساني در ميانشان مي زيست، به بزرگي و تعالي خرد اعتقاد پيدا کردند. اکنون اگرچه قلب اين بزرگمرد از تپش
بازايستاده بود، اما نامش در قلب تاريخ انديشه ابدي شد…

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 22:53  توسط رضا  | 

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:
وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد

یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است
بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست
آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 19:57  توسط رضا  | 

نسل جدیدی از پروژکتورها با کیفیت بالای تابش تصاویر بدون استفاده از لنز ساخته شد
به گزارش مهر، شرکت میکروویژن نمونه آزمایشی پروژکتور "پیکو" مخصوص تجهیزات قابل حمل را در هفته اخیر در ژاپن ارائه کرد

از خصوصیات این پروژکتور سبکی، نازکی و کوچکی موتور آن و افزایش میزان کیفیت تصاویر پخش شده به نسبت نمونه های مشابهی است که در سال اخیر ارائه شده است

به منظور دستیابی به کاهش ابعاد و کاهش میزان مصرف انرژی، در این پروژکتور از تک آینه MEMS استفاده شده که کوچکتر از یک میلیمتر مربع بوده و برای تابش یک دسته از شعاعهای نوری در جهتهای افقی و عمودی و با سرعت بالا تعبیه شده است

به گفته مسئولان شرکت سازنده این محصول، پروژکتور پیکو نیاز به لنزهای تابشی ندارد و تصاویر در این پروژکتور بدون استفاده از عدسی همیشه واضح و شفاف خواهد بود

بر اساس گزارش گیزمگ، شرکت میکروویژن اعلام کرد به زودی نمونه های محدود آزمایشی این محصول برای ارزیابی و آزمایش توسط مصرف کنندگان در دسترس تعداد محدودی از آنها قرارخواهد گرفت

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 21:0  توسط رضا  | 
ستاره شناسان ادعا می کنند شواهدی یافته اند مبنی بر اینکه پستی و بلندی ها و اشکال قدیمی بر سطح مریخ که شبکه های دره ای نامیده می شود، با سیل های مکرر در دوره ای طولانی و زمانی که آب و هوای مریخ احتمالا بسیاز شبیه بعضی مناطق زمین بوده، به وجود آمده است.
 به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه اینترنتی تایمز او ایندیا، چارلز بارنهارت مدیر تحقیقات در این زمینه گفت: بارشها در مریخ مدتی طولانی ادامه داشته و وقفه ای کوتاه از طوفان های عظیم نبوده است.
تیم تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا در این مطالعه الگوهای کامپیوتری پیچیده را برای شبیه سازی روندهایی که عملا این سطوح را بر کره مریخ به وجود آورده است، استفاده کرده اند.
به گفته بارنهارت، نتایج بررسیها نشان می دهد آب مایع دوره های طولانی بر سطح مریخ ثابت مانده است.
این گروه تحقیقاتی تخمین زده است که شبکه های دره ای بر روی مریخ سه و نیم میلیارد سال پیش به وجود آمده اند.
مطالعات مبنی بر الگوهای آب و هوایی قبل از این حاکی از آن بود که وقایع مهیب از جمله برخورد ستارگان دنباله دار احتمالاً شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب را در مریخ به وجود آورده است که موجب طوفانهای شدید و سیل به مدت صدها هزار سال شده است.
 
  
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 12:11  توسط رضا  | 

سید عطاء الله مهاجرانی در مطلبی تحت عنوان"امام علی و پیامبر اسلام" در سایت خود نوشت:

امام علی علیه السلام سخن و داوری شگفت انگیزی در باره ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه دارد. می گوید: من یکی از بندگان محمدم. ساده تر و ژرف تر از این نمی شد عشق شورانگیز امام علی نسبت به پیامبر را شناخت. مطلبی که می خوانید بخشی از کتابی ست که در دست دارم. در این بخش از زاویه دید صعصعه پسر صوحان که از یاران خاص امام علی بود، روایت کرده ام.

صعصعه پسر صوحان

نمی توانستم در چشمانش نگاه کنم. همیشه هنگامی که نگاهم با نگاهش آمیخته می شد...بی تاب می شدم.
علی برایم پیام فرستاده بود تا شاهد وصیتش باشم. همین پیام ویرانم کرده بود. من وعلی هم سال بودیم. پدرم صوحان که پیشوای قبیله ما بود و در قبیله مثل سلطان اعتبار و نفوذ کلمه داشت، در برابر علی مثل کودکی شتابزده و شرمناک بود.
می گفت علی مثل ماه ست و محمد مثل آفتاب. پسرم به ماه نگاه کن ببین چگونه روشنای آفتاب را می تاباند.
چشمان علی سرشار از مهر بود. ماه تابان باران خورده.از برق چشمش مست می شدم...اما من دلم می لرزید.این بار می دانستم که نباید در خانه اش درنگ کنم . همه نگران بودند. تنها کسی که نشانی از اندوه و نگرانی در چشم هایش نبود؛ علی بود.مثل کوه شکیبا و مثل صحرا آرام بود. دستمال زردی بر پیشانی اش بسته بود. دستمال مثل تکه ای از آفتاب بود.
رنگ پوستش زرد شده بود. مرز میان دستمال و پیشانی اش را گاه گم می کردم. از پس دستمال سرخی خون می درخشید. غروب آفتاب؛ شفق؟
بی تاب بودم. از مهرش و شکوه اش دلم بی تاب بود. اگر دستم را آرام در دست نمی گرفت و نمی فشرد، می خواستم از خانه اش بیرون بروم و در خلوتی زار گریه کنم....
مدتی پیش بود از من پرسید:" صعصعه رمه های فراوانت چه شدند؟"
گفتم: "مولایم آن ها را میان مردم تنگدست تقسیم کردم." از شادمانی خندید. همان خنده اش روحم را گرم کرد.
با خودم می گفتم تو دوست علی هستی، همه این گونه می اندیشند پس چرا مثل علی نیستی؟
گفت:" صعصعه بهترین کار را کردی."
خنده اش آن چنان درخشنده بود که آماده بودم جانم را بدهم تا او باز هم مثل دریا و آفتاب و گل بخندد.
گفت صعصه تو امیر کلمه ای نه شبان گوسفندان. نام مرا آن چنان پرشور ادا می کرد که از شادمانی در خویش نمی گنجیدم . یک بار گفت: نام تو نام یک پرنده است. پرنده ای که از اوج گرفتن هیچگاه باز نمی ایستد.
در دلم گفتم در زندگی همواره نگاهم به توست؛ این نگاه ست که مرا در سایه بال های بلند تو به آسمان می برد.
پرسشی دلم را ویران کرده بود. نمی توانستم نپرسم. جانم قرار پیدا نمی کرد. از سویی می دانستم که چنان پرسشی او را آزار می دهد. اما او پاسخی به من داد که خواب و آرام را از من گرفت. اکنون که او شهید شده است. تصویرش در برابر چشمانم ثابت مانده است و همان لبخند و همان واژه هایی که گویی هزار بار صیقل خورده بودند.
پرسیدم:
"
ای امیر مومنان تو برتری یا آدم؟"
در چشمان پر مهرش شعله ای از شرم افروخته شد. نگاه اش را به سقف دوخت. نگاهی به پسران و دخترانش کرد که دور تا دور او ایستاده بودند. سکوت معطر بود. همه منتظر بودیم تا واژه ها مثل پرنده هایی رنگارنگ از آشیانه دهانش بیرون آیند و فضا را پر کنند وترانه بخوانند.
گفت:" از خود ستایی بیزارم...سکوت کرد. ادامه داد:" اگر این آیه نبود که: "از نعمت های پروردگارتان سخن بگویید." خاموش می ماندم و سخنی نمی گفتم." باز هم سکوت کرد. شعله ی شرم در نگاهش می سوخت.
"
آدم در بهشت عدن متنعم بود. تنها خداوند از او خواست که به خوشه گندم نزدیک نشود. شد و از گندم خورد. از دستور خداوند سرپیچید. به من گفته نشده بود که نان گندم نخورم. اما گویی همان فرمان عتیق در گوشم زنگ می زد. گفتم من بار آن فرمان را در زندگی ام بر دوش می گیرم. صعصعه من در تمام عمرم به اختیار نان گندم نخورده ام."
فرزنداش آهسته می گریستند. زینب چشم از علی بر نمی داشت.
پرسیدم:" ابراهیم؟"
گفت:" ابراهیم در ملکوت آسمان ها سیر کرد. سیر می کرد. اما جانش هنوز طمانینه ی ایمان را پیدا نکرده بود. مثل ریشه ای بر خاک در برابر توفان تردید می لرزید. از خداوند پرسید: چگونه مرده ها را زنده می کنی؟ خداوند در برابر پرسش او پرسش دیگری مطرح کرد. مگر ایمان نداری؟ گفت دارم؛ اما دیدن ایمانم آرزوست...
من در تمام عمرم هیچگاه غبار تردید و تشویش بر خاطرم ننشست. اگر همه حجاب ها بر طرف شوند بر یقین و طمانینه ی جانم اندکی هم افزوده نمی شود."
چشم هایش خندید. به دور دستی که در افق دید ما نبود نگاه می کرد.
پرسیدم:" نوح؟"
گفت:" نوح در راه دعوت مردمش به راه خداوند بسیار آزار دید. عمر درازش سرشار از آزار و زخم زبان بود. و نیز زخم هایی که بر پیکرش می نشست .سرانجام دلش گرفت و بی تاب شد و مردم خود را نفرین کرد . از خداوند خواست که هیچ یک از کافران را بر زمین زنده مگذارد. من هم بسیار آزار دیدم. کژی ها و ناراستی ها. زخم هایی که روح را می سوزانید. در هر دم به من زرداب درد نوشانیدند. بی تاب نشدم و همیشه از خداوند خواستم آنان را کمک کند.
 
گفتم خدایا آنان را دریاب نمی دانند چه می کنند؛ نمی دانند چه می گویند."
پرسیدم:" موسی؟"
گفت:" هنگامی که خداوند به موسی گفت. به نزد فرعون برو و او را به راه خداوند دعوت کن. موسی در دلش هراسی پدیدار شد. به خداوند گفت: من یکی از آنان را کشته ام. اکنون ترس جانم را دارم؛ مبادا مرا بکشند.
هنگامی که پیامبر به من گفت : به کعبه برو و بت ها را بشکن. به خاطرم نیامد که من بسیاری از سران قریش را کشته ام.ممکن ست در اندیشه کشتنم برآیند؛ راحت و روان مثل ماهی در آب؛ رفتم و بت ها راشکستم."
پرسیدم:" عیسی؟"
گفت:" عیسی برادرم! هنگامی که مریم پاک درد زایمان گرفت از حرم بیرون رفت تا در خارج بیت المقدس کودکش به دنیا بیاید. مادرم فاطمه به درون حرم رفت. من پسر کعبه ام..."
از شوق می لرزیدم. اما آخرین پرسش رهایم نمی کرد. بر زبانم نمی گشت. چشمانم را بستم و شتابزده پرسیدم: اما محمد؟
علی لبخند زد، شکفته شد.گفت:
"
من یکی از بندگان محمدم."
دیگر بی تاب بودم. سر بر دامانش نهادم و گریستم.
دست بر شانه ام گذاشت. درست مثل آن غروب غم انگیز جنگ جمل. هر دو برادرم زید و سبحان شهید شده بودم. من هم زخمی بودم. تشنه و گریان. تصویر زید و سبحان رهایم نمی کرد. علی دستم را فشرد و گفت:" صعصعه آن ها راحت شدند و ما سهم بیشتری از رنج را باید بر دوش بکشیم. شکیبا باش. تو تنهایی طولانی و غم انگیزی را در پیش روی داری... .

منبع : سایت عصر ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:57  توسط رضا  | 

«رولف ديتر هوير»، فيزيکدان آلماني که قرار است از سال آينده ( 2009) رياست سازمان اروپايي پژوهش‌هاي هسته‌اي به نام «سي.اي.آر.ان.» و يا «سرن» را به عهده بگيرد، گفت: ما هنوز قادر به تشريح و توضيح کيفيت 95 درصد از انرژي و ماده در کيهان و کاينات نيستيم. به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناک»، هوير با تأکيد بر اين‌که فيزيکدانان در آغاز سومين هزاره هنوز نمي‌دانند که 95 درصد از جهان و کيهان از چه ساخته شده است، افزود: بشر در دهه‌هاي گذشته موفقيت‌هاي جالب و شگفت‌‌آوري در بخش فيزيک ذرات داشته و کيفيت ماده در محيط پيرامون خود را تشريح کرده‌ايم. اين متخصص فيزيک ذرات گفت: اما ماده‌اي را که ما به اين گونه مي‌شناسيم، صرفا 5 درصد از کيهان و گيتي را تشکيل مي‌دهد و ما 95 درصد از عالم وجود و جهان هستي را نمي‌شناسيم.
هوير که از سال 2005 ميلادي مدير پژوهشي شتاب‌دهنده آلماني «دي.اي.اس.دبليو.» در هامبورگ است، افزود: ما صرفا مي‌دانيم که حدود يک چهارم جهان هستي، اصطلاحا از «ماده تاريک و تيره» تشکيل شده است که ما آن را نمي‌بينيم.اين کارشناس گفت: به علاوه ما مي‌دانيم که سه چهارم از کيهان و جهان هستي، اصطلاحا از «انرژي تاريک» تشکيل شده که گيتي را به حرکت در آورده است، اما هنوز مقدار اندکي از آن را درنيافته‌‌ايم. هوير در اين مصاحبه كه از سوي سايت آلماني «جهان فيزيک» انجام شده، افزود: ما هم اکنون در آستانه درک اين 95 درصد ناشناخته هستيم و تئوري به اصطلاح «ابر تقارن» در فيزيک ذرات، امکاني براي تشريح و شناخت 25 درصد از «ماده تاريک» است.رئيس آينده سازمان اروپايي پژوهش‌هاي هسته‌اي گفت: ما اميدواريم که بتوانيم با کمک شتاب‌دهنده عظيم «ال.اچ.سي.» وابسته به اين سازمان در سوئيس، نخستين گام‌ها به سمت تشريح «ماده تاريک» را برداريم.هوير «ابر تقارن» در فيزيک ذرات را تئوري بسيار جالب و جذاب خواند و افزود: اين تئوري «جهان در سايه» ايجاد مي‌کند که در آن تعداد بي‌شماري از انواع ذراتي خلق شده است که ما هم‌اکنون داريم.ابر تقارن که اوايل دهه 1970 ميلادي توسط تئوري پردازان ابداع شد، يک خاصيت رياضي است که بين ذراتي مثل الکترون و پروتون که تشکيل دهنده ماده هستند با آنهايي که انرژي را منتقل مي‌کنند، مانند فوتون‌ها، هماهنگي و تقارن ايجاد مي‌کنند.اين فيزيکدان گفت: به علاوه تئوري «ابر تقارن» يک گام مهم به سمت جستجوي يک تئوري متحد و بزرگ است که نيروهاي مدل استاندارد را به سمت «قدرت بنيادي» مي‌كشاند. هوير با توجه به آزمايش‌هايي که قرار است توسط شتابنده «ال.اچ.سي» انجام شود، افزود: ما بين فيزيک جديد با فيزيک شناخته شده کنوني، تفاوت مي‌گذاريم و اين آزمايش‌ها براي فيزيک جديد باز است. ما بايد در جستجوي پروسه‌هايي باشيم که نمي‌توان آنها را با پروسه‌هاي شناخته شده کنوني تشريح کرد. اين فيزيکدان گفت: از ميلياردها سال پيش، برخوردهاي ذراتي با انرژي بسيار بالاتر در کيهان و گيتي و حتي در جو و اتمسفر زمين وجود داشته، اما کره زمين همچنان هست و پا پرجاست.هوير با تأکيد بر اين‌که اصطلاحاتي چون «ذراتي که جرم توليد مي‌کنند، ماده تاريک، دو برابر شدن ذرات» زماني به واژه‌هاي رواج در مدارس و کتاب‌هاي تدريس تبديل خواهد شد، گفت: اين امر براي انگيزه قشر جوان بسيار مهم است و هم‌اکنون نيز واژه‌هايي چون کوارک و لپتون جزو دروس مدارس است.
اين فيزيکدان افزود: معلم خوب من در دبيرستان، من را براي رشته فيزيک بسيار ترغيب کرد و به من گفت که چنانچه در دانشگاه اين رشته را انتخاب نکنم، اشتباه کرده‌ام و هم‌اکنون اميدوارم کار درستي انجام داده باشم. هوير گفت: بسيار مهم است که معلمان در جريان تازه‌ترين نتايج پژوهشي قرار گيرند، اين امر به آنها انگيزه مي‌دهد و اين انگيزه مي‌تواند به دانش آموزان نيز منتقل شود. ما در مراکز شتاب‌دهنده‌هاي «دي.اي.اس.دبليو.» و «سي.اي.آر.ان.» امکانات آموزشي براي معلمان و نيز کادرهاي آموزشي ـ فني براي دانش آموزان داريم.هوير با ابراز اميدواري نسبت به اين‌که آزمايش‌هاي شتاب‌دهنده «ال.اچ.سي» بتواند نتايج و داده‌هاي جديدي به ويژه در بخش «ماده تاريک« ارايه کند، گفت: افزايش درجه واکنش اين شتابدهنده عظيم جزو برنامه‌هاي پژوهشي در سال‌هاي 2015 تا 2020 ميلادي است.رئيس آينده سازمان «سي.اي.آر.ان» در پاسخ به اين‌که آيا گهگاهي اين ترديد را دارد که بشر قادر به درک و فهميدن همه مسائل نيست، گفت: من نسبت به ميزان درک بشر همواره ترديد مي‌کنم.
هوير 59 ساله افزود: من مي‌دانم که قدرت پذيرش و قدرت درک و شعور بشر محدود است، اما اعتقاد دارم که بايد از اين قدرت و توانايي تا مرز نهايي استفاده کنيم.
منبع: سایت تابناک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:19  توسط رضا  | 

محققان اروپایی موفق شدند سه سیاره شبیه به زمین را در یک منظومه سیاره ای شناسایی کنند که با سرعت بسیار بالایی به دو ستارگان خود می چرخند.
به گزارش مهر، محققان اروپایی در رصدخانه ژنو که نتایج تحقیقات خود را در کنفرانسی در فرانسه ارائه کردند خبر دادند که هر ستاره سیارگان خاص خود را دارد که هریک از سیاره ها می توانند مشابه زمین باشند و بنابراین زمین تنها سیاره منحصربه فرد جهان نیست.
این ستاره شناسان موفق شدند در اطراف ستاره ای با عنوان HD 40307  که جرم آن کمتر از جرم خورشید است و در فاصله 42 سال نوری از زمین در صورتهای فلکی ماهی طلایی و آلت المصور قرار گرفته است سیاره های مشابه زمین را شناسایی کنند.
هر سال نوری برابر با 5/9 تیلیارد کیلومتر است.
این سیاره ها شبیه به زمین بوده ولی از آن بزرگتر هستند و جرم آنها به ترتیب 2/4 ، 7/6 و 4/9 برابر جرم زمین است.
این سیاره ها به دور ستاره خود بسیار سریع می چرخند به طوری که هریک از آنها هر 4، 10 و 20 روز یکبار در مقابل 365 روز سیاره زمین به دور ستاره خود می چرخند.
براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، در حال حاضر 270 سیاره در خارج از منظومه شمسی کشف شده اند که در بیشتر موارد سیارات بزرگ مشابه مشتری و زحل هستند.

به ندرت نیز سیاراتی در میان آنها وجود دارد که کوچک بوده و شبیه به زمین هستند. این سیارات در سطح خود قطعات یخی دارند (آیسبرگ) دارند.
در حدود یک سوم از ستاره های شبیه به خورشید یک "ابر- زمین" (سیارات مشابه زمین ولی بزرگتر از اندازه های زمین) و یا قمرهای شبیه به نپتون دارند که دوره حرکت کامل آنها به دور ستاره خود کمتر از 50 روز نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 12:10  توسط رضا  | 
به نام خدا

شهادت حضرت فاطمه(س)  ام ابیها بر رهروان واقعی را ه آن حضرت تسلیت باد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 22:46  توسط رضا  | 

منجمان کوچکترين سياره تا امروز را که در مدار ستاره اي معمولي مي‌گردد رديابي کرده اند؛ کره اي که تنها سه برابر زمين است.

به گزارش ايسنا، کشف سياره اي با جرم مشابه زمين هدف نهايي منجماني است که سيارات را در منظومه هاي ديگر جست‌وجو مي کنند.

چنين کشفي مهم خواهد بود زيرا دانشمندان به دنبال يافتن کرات ديگري هستند که زمينه وجود حيات در آنها مهيا باشد.

اين سياره حول ستاره‌اي مي گردد که جرم آن چنان کم است که ممکن است يک ستاره به اصطلاح «ناکام» يا يک کوتوله قهوه‌يي باشد.

اخترشناسان اين کره تازه را با استفاده از تکنيکي موسوم به «مايکرولنزينگ گرانشي» کشف کردند.

اين شيوه از اين خاصيت استفاده مي کند که نور هنگام گذر از نزديکي يک شيء سنگين مانند يک ستاره خم مي شود.

سياره تازه حدود ‌٣/٣ برابر زمين است.

برخي محققان مي گويند اين سياره ممکن است داراي جوي غليظ باشد و احتمال دارد اقيانوسي مايع بر سطح آن وجود داشته باشد.

تلسکوپ فضايي جيمز وب که قرار است در سال ‌٢٠١٣ پرتاب شود مي تواند نشانه هاي حيات را روي سياراتي به اندازه زمين که حول ستاره‌هاي کم جرم در همسايگي ما در جهان مي‌گردند جست‌وجو کند.

قبلا يک سياره کوچکتر از اين کشف شده بود اما در اطراف يک تپ اختر (پالسار) کشف شده بود، اما سياره جديد در اطراف يک ستاره معمولي پيدا شده است.

ديويد بنت محقق اصلي اين پروژه از دانشگاه «نوتردام» گفت: «مايکرولنزينگ راهي است که به يافتن سيارات کوچکتر منجر مي‌شود، از جمله سياراتي به اندازه زمين.»

وي افزود: «اين يافته همچنين منجماني را که در جست‌وجوي سياراتي هستند که در فاصله لازم براي پيدايش حيات از ستاره‌هاي کم جرم مي گردند دلگرم خواهد کرد.»

جهاني پرآب؟
اين سياره با شعاعي شبيه به زهره - فاصله زهره از خورشيد - حول کوتوله قهوه اي مي‌گردد؛ اما تصور مي شود که ستاره مرکزي سه هزار تا يک ميليون بار محوتر از خورشيد باشد؛ بنابراين، انتظار مي‌رود سطح فوقاني اتمسفر اين سياره از پلوتون سردتر باشد.

نيکلاس راتنبري از دانشگاه منچستر که از ديگر محققان اين پروژه است به بي بي سي گفت: «براساس محکم ترين ايده هاي ما از چگونگي شکل گيري سيارات، اين سياره مي تواند اتمسفر خيلي غليظي داشته باشد. اين اتمسفر احتمالا مثل يک پتو عمل مي کند و سياره را گرم نگاه مي دارد؛ بنابراين حتي اگر مقداري انرژي وارد شده از خورشيد منظومه ناچيز باشد، حرارت داخلي که از داخل سياره متصاعد مي شود مي تواند سطح را گرم کند. اين باعث گمانه زني هايي شده است داير بر اينکه امکان وجود اقيانوسي مايع بر سطح آن هست. اين مهيج است چون يکي از خواصي که مايليم روي يک سياره قابل سکونت ببينيم وجود آب مايع روي سطح است.»

اين سياره توسط تلسکوپ
MOA-II در کوه "مانت جان" در زلاندنو کشف شد و MOA-2007-BLG-192Lb نامگذاري شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:57  توسط رضا  | 

تحقیقات دانشگاه هاروارد نشان می دهد زیارت خانه خدا باعث ایجاد آرامش و توازن می شود.

 به گزارش شبكه خبر، یافته های این تحقیقات كه تاثیر درازمدت زیارت خانه خدا را بر زائران مورد بررسی قرار داده حاكی است، جوامع مسلمان ها بعد از زیارت خانه خدا و انجام مناسك حج از لحاظ روحی متعالی تر می شوند.

بنا بر یافته های این مطالعات ، انجام دادن مناسك حج حس برادری، تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز را میان گروه های قومی و مذهبی افزایش می دهد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:39  توسط رضا  |